|
در
باره من |
|
 |
هیئت دانشجویی محبان الولایه دانشگاه گیلان
|
|
|
چند اصطلاح كليدي براي محيط جديدتان |
| صِفرى؛
بچههاى سال بالايى در مورد ورودىهاى جديد لفظ صفرى را به كار مىبرند. شما هم زياد به دل نگيريد. تا چشم به هم بزنيد، سال بالايى خواهيد شد. فراموش نكنيد كه خود آنها هم روزى صفرى بودهاند و شايد صفرىتر از شما. بدانيد كه با حضور پر شور شما عزيزان، بيشترين كسانى كه خوشحال مىشوند، ورودىهاى 87 هستند؛ چون بالاخره از صفرى بودن خارج مىشوند و به جرگه سال بالايىها مىپيوندند.
سِلف؛
محل غذاخورى. الهى نويسنده براتون، قيمه قيمه بشه؛ علتش را دفعه اولى كه اين غذاى رؤيايى را ميل كرديد، به خوبى درك مىكنيد.
آز
حرص، طمع و مخفّف آزمايشگاه. گاهى از تركيب آن، كلمات عجيب و غريب ديگرى ساخته مىشود؛ مثل آزِ اِلِك: آزمايشگاه، الكتريسيته و آز حرارت: آزمايشگاه فيزيك حرارت.
دانشجو
آس و پاس، آسمان جُل، از پل گذشته، گوشت قربانى و سامسونت به دستى كه طول خيابانها را گز مىكند. سوژه تمامى مصاحبهها، مقالات و تحليلهاى مطبوعات در زمان انتخابات؛ كسى كه هر روز صبح زود، سر ساعت دوازده از خواب بيدار مىشود؛ كسى كه در پايان هر ترم، تصميم به انصراف از تحصيل مىگيرد؛ كسى كه با شروع امتحانات، روزى هزار بار تصميم مىگيرد از نوك كوه با سر به پايين شيرجه بزند؛ ولى دل و جرأتش را ندارد.
مشروطيت؛
اگر خداى ناكرده معدلتان كمتر از 12 بشود، دو ترم بعد به صورت مشروط ثبت نام مىشويد؛ اما از همين حالا هشدار مىدهيم كه نگذاريد مشروطه دوباره تكرار شود!
كوئيز؛
يك پرسش كلاسى كه البته بسيار كوچك و به اندازه يك زالزالك قابل توجه است. قابل ذكر است كه تأثيراتش در امتحان پايان ترم، بسى بيشتر از يك كوئيز است.
شماره دانشجويى
عدد ورود به دنياى نمرات شما، كليد آبرو و حيثيت و شماره پلاك شما.
خوابگاه؛
آسايشگاه، سازمان گفتوگوى تمدنها، چاىخانه سنتى و مكانى كه طايفه دانشجو پس از اتمام كلاسها به آن جا برود، بخورد، بخوابد، كترى بار بگذارد، نيمرو درست كند و جوك بگويد و نيز حمامش محل برگزارى كنسرتهاى عظيم دانشجويى و تقليد صداست
|
نوشته شده توسط
بچه های هیئت
در تاریخ
شنبه 21 شهریور1388 با موضوع
|
|
|