تبليغاتX
:::هیئت دانشجویی محبان الولایه :::
 

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد بازديدها:


در باره من

هیئت دانشجویی محبان الولایه دانشگاه گیلان

 

آرشیو مطالب

· آبان 1388
· مهر 1388
· شهریور 1388
· اسفند 1387
· دی 1387
· آذر 1387
· آبان 1387
· مهر 1387
· شهریور 1387
· مرداد 1387
· مرداد 1386
· اسفند 1385
· دی 1385
· آذر 1385
· مرداد 1385

پيوندهاي روزانه

· سایت های مذهبی

آرشیو موضوعی

· دفاع مقدس
· شهدا
· مراسمات
· ویژه نامه ی غدیر
· زیارت عاشورا (هفتگی)
· ویژه نامه محرم
· از قفس ویران تا شمس آسمان

پيوندهـــــــــا

· نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها
· سایت بزرگ مذهبی صراط
· سایت بزرگ ظهور
· دانشگاه گیلان
· آسان دانلود
· شاهوار
· کتابخانه مرکزی دانشگاه گیلان
· بهترین سایت ایرانی
· سایت بزرگ حاج عبدالرضا هلالی
· درد ودل
· پخش زنده کربلا
· انتظار حق
· ترفندستان
· معاونت پژوهشی دانشگاه گیلان
· هر که دارد هوس کرببلا بسم الله
· محرم
· دوستداران حاج منصور ارضی
· صافات
· پیامبر امید
· همه چیز در یک وبلاگ
· قالب های مذهبی

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

 


طراح قالب

امیرحسین مهدی پور


Powered By
BLOGFA.COM

از قفس ویران تا شمس آسمان

:. آداب زيارت معصومين و امام زادگان عليهم السلام .:

اهم آداب زیارت این است که بدانیم بین حیات معصومین سلام ا... و مماتشان هیچ فرقی وجود ندارد

                                                 بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

                                آداب زيارت معصومين و امام زادگان عليهم السلام

1. غسل كردن پيش از رفتن براى زيارت .

2. پرهيز نمودن از كلام بيهوده و لغو و پرهيز از مخاصمه و در طول مسير.

3. خواندن دعاى وارده و مخصوص آن امام .

4. طهارت از حدث اكبر و حدث اصغر.(21)

5. پوشيدن جامه هاى پاك ، پاكيزه و نو. بهتر است رنگ جامه سفيد باشد.

6. در حين رفتن به زيارت گام ها را كوتاه بردارد و با وقار حركت كند و همچنين بايد خاضع و خاشع باشد و سر به زير راه برود و به بالا و اطراف خود توجه نكند ؛ يعنى به منزلت و عظمت زيارت فكر كند.

7. خوشبو نمودن خود در غير زيارت امام حسين عليه السلام .

8. هنگام رفتن به حرم مطهر، زبان را به ذكر تكبير، تحميد، تسبيح ، تهليل و تمجيد مشغول كند و با فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد صل الله عليه و آله دهان خود را معطر نمايد.

9. ايستادن بر در حرم شريف و اذن دخول طلبيدن و سعى كردن در به دست آوردن رقت قلب و خضوع به وسيله تصور و فكر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منور؛ به فكر اين باشد كه ايستادن او را مى بيند، كلام او را مى شنود و جواب سلام او را مى دهد. همچنين بايد در محبت و لطفى كه ايشان به شيعيان و زائران خود دارند، تدبير كند و همچنين در خرابى هاى حال خود و خلاف هايى كه نسبت به آن بزرگواران كرده است ، تاءمل كند.

10. بوسيدن عتبه عاليه و آستانه مباركه . سزاوار است براى خدا به شكرانه اين كه او را به اين مكان رسانده است ، سجده كند.

11. مقدم داشتن پاى راست در وقت داخل شدن و مقدم داشتن پاى چپ در وقت بيرون آمدن ؛ مانند مساجد.

12. رفتن نزد ضريح مطهر به نحوى كه بتواند خود را به آن بچسباند. توهم اين كه دور ايستادن ادب است ، وهم (غلط) است . زيرا در حديث آمده است كه تكيه كردن بر ضريح و بوسيدن آن شايسته است .

13. ايستادن پشت به قبله و رو به قبر منور در وقت زيارت . ظاهرا اين ادب مختص به معصوم عليه السلام است . وقتى از خواندن زيارت فارغ شد، گونه راست را به ضريح بگذارد و به حال تضرع ، دعا كند. سپس گونه چپ را بگذارد و خدا را به حق صاحب قبر بخواند كه او را از اهل شفاعت آن بزرگوار قرار دهد. آنگاه در دعا مبالغه كند. سپس به سمت سر مطهر برود و رو به قبله بايستد و دعا كند.

14. ايستادن در وقت خواندن زيارت ؛ اگر عذرى مثل ضعف و درد كمر و درد پا و غيره نداشته باشد.

15. تكبير گفتن هنگام ديدن قبر مطهر، پيش از شروع خواندن زيارت .

16. خواندن زيارت وارده از سادات انام عليهم السلام و ترك زيارت هاى ساخته شده بى اساس كه بعضى بى خردان ، عوامانه آنها را با بعضى از زيارات تلفيق كرده اند.

17. به جا آوردن نماز زيارت كه اقل آن دو ركعت است .

18. خواندن سوره يس در ركعت اول و سوره الرحمن در ركعت دوم ؛ در صورتى كه براى آن زيارتى كه نماز آن را مى خواند، كيفيت مخصوصى ذكر نشده باشد.

19. كسى كه داخل حرم مطهر شود و ببيند كه نماز جماعت برقرار شده است ، پيش از آنكه زيارت كند، ابتدا نماز بخواند. همچنين وظيفه ناظر حرم است كه مردم را به نماز امر كند.

20. تلاوت كردن قرآن نزد ضريح مطهر و هديه كردن آن به روح مقدس ‍ مزور.(22)

21. ترك نمودن سخنان ناشايست و كلمات لغو و بيهوده و عدم اشتغال به صحبت هاى دنيوى كه هميشه و در همه جا مذموم ، قبيح ، مانع رزق و باعث قساوت قلب است .

22. بلند نكردن صدا در وقت زيارت .

23. وداع كردن با امام عليه السلام در وقت بيرون رفتن از شهرى كه آن حضرت در آن جا مدفون است .

24. توبه و استغفار نمودن از گناهان و تصميم به بهتر كردن حال ، كردار و گفتار خود بعد از فراغت از زيارت .

25. انفاق كردن به قدر وسع بر خادمان آستانه شريفه .

26. سزاوار است كه خدام از اهل خير و صلاح و صاحب دين و مروت باشند و آنچه را از زائران مى بينند، تحمل نمايند و خشم خود را بر ايشان فرو نشانند و بر آنها تندى و درشتى ننمايند و بر رفع حوايج محتاجين اقدام و زائرين را راهنمايى كنند.

27. انفاق و احسان بر فقرا، مجاورين و مساكين شهرى كه امام عليه السلام در آن مدفون است ؛ خصوصا سادات و اهل علم .

28. از جمله آداب ، تعجيل كردن در بيرون رفتن از حرم است ؛ در وقتى كه حظ و بهره خود را از زيارت درك كرد تا براى رجوع بعدى شوق بيشترى داشته باشد.

29. سزاوار است وقتى كه زوار بسيار است ، كسانى كه جلوتر هستند و به ضريح چسبيده اند، زيارت را كوتاه نمايند و زودتر بيرون روند تا ديگر زائران هم به قرب ضريح فايز گردند.(23

 

 زيارت چيست؟

 

  اثرپذيري روح‌ها از يكديگر

روح حالتي دارد كه تأثير مي‌گذارد و تأثر مي‌پذيرد. يعني وقتي كه شما كنار من نشسته‌ايد روح من ناخودآگاه (در حالي كه من هم متوجه نيستم) بر روح شما اثر مي‌گذارد و از روح شما اثر مي‌گيرد. همنشيني مؤثر است و به اين دليل است كه مي‌گويند به زيارت يكديگر برويد. به زيارت مؤمنان برويد. سر سفره فلاني ننشينيد. در مجلسي كه فلان كس است نرويد. در عالم مادي نيز همه چيز را نمي‌توان به چشم ديد. به عنوان مثال مي‌بينيم شخصي كه در محيطي نشسته يك مرتبه حالت تهوع پيدا مي‌كند و حالش بد مي‌شود، بدون اينكه چيزي خورده باشد. آنچه به چشم مي‌آيد باعث مسموميت او نشده است. بعد مشخص مي‌شود كه هوايي كه تنفس مي‌كند آلوده بوده، ماده‌اي سمي در هوا بوده كه به چشم نيامده ولي او تنفس كرده است. در عالم روح، قضيه از اين خيلي لطيف‌تر است. ارواح بر هم تأثير دارند و اين تأثير بين روح‌ها در اثر حضور فيزيكي جسم‌هاشان (قالب‌هاشان) در كنار هم (خصوصاً از دو كانال چشم و گوش كه مجراي تغذيه روح است) انجام مي‌شود.

 

  يك روح حساس و ظريف

وقتي كه روح ظريف و حساس باشد، اگر كسي در گوشه‌اي از جامعه اسلامي گناه كند، اين روح از گناه آن فرد متأثر مي‌شود و استغفار مي‌كند، نه به خاطر اينكه گناهي كرده است، به دليل آنكه روحش بر اثر گناه افراد صدمه ديده است. اگر يكي از شيعيان يك جسارت يا گناهي كرده باشد، توبه و استغفارش را اهل بيت(عليهم‌السلام) مي‌كنند چون روح آنها ظريف و حساس است و متأثر مي‌شوند. روح در آن جايي كه زندگي مي‌كند مرتباً از ديگران اثر دريافت مي‌كند به اين دليل است كه مي‌گويند جامعه‌ي سالم و نيز هم نفس و هم صحبت سالم پيدا كنيد.

به اميرالمؤمنين(ع) خبر مي‌دهند كه در گوشه مملكت مثلاً كسي برخلاف شئونات انساني و اسلامي كاري كرده است. حضرت مي‌فرمايند: «اگر كسي اين حرف را بشنود و بميرد من مذمتش نمي‌كنم». امام علي(ع) نه گناهي كرده و نه مسئوليتي دارد و نه كسي او را عقاب مي‌كند. اما روح اين موجود لطيف متأثر از فضايي است كه در آن قرار گرفته. بنابراين يكي از مقوله‌ها در تربيت، مقوله مجالست است.

 

  القاء؛ مهمترين اثر زيارت

در مجالست، آن چيزي كه بيشتر مؤثر است زمان و تكرار و مداومت است، كثرت كمي برخوردهاست. يكي از مسائل در بحث زيارت مسأله القاست. آن چيزي كه در القاء به جاي كميت و زمان اهميت دارد، كيفيت است. آن چيزي كه بيشتر مطرح است استعداد و پذيرش و آمادگي طرف مقابل و همچنين روح قوي القاء كننده است. لذا در مدل القايي امكان دارد كسي در يك برخورد، تحول پيدا كند. در تاريخ صدر اسلام كساني مي‌آمدند و با پيامبر(ص) برخورد كرده و در يك برخورد متحول مي‌شدند، اين روش القاست. تربيت زيارت، بيشتر از نوع القايي است. زيارت افراد عادي، تأثيرات عادي و معمولي دارد. ولي درخصوص زيارت اهل بيت (عليهم السلام) توجه و تأكيد بيشتري شده است. شما در اطراف آهن‌ربا چيزي نمي‌بينيد، اما وقتي يك قطعه آهن كنارش مي‌بريد، متوجه مي‌شويد كه بر اثر القاي آهن به آهن‌ربا تبديل شده است.

چون آهن ماده‌اش مستعد است، وقتي كه در محدوده آهن‌ربا قرار مي‌گيرد خودش به آهن‌ربا تبديل مي‌شود. شما وقتي در حوزه يك زيارت قرار مي‌گيريد هر چه نزديك‌تر شويد القاء قويتر مي‌شود. وقتي شما به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) مي‌رويد فقط ثواب نبرده‌ايد، چيز ديگري شده‌ايد، اين مهم است. شمع خاموش ما وقتي به زيارت امام حسين (عليه‌السلام) و يا امام رضا (ع) مي‌آيد، هنگامي كه به شمع روشن آنها وصل مي‌شود روشن مي‌شود (تنها ثواب نبرده، تحول پيدا كرده است) اين شمع وقتي كه به شهر خودش بر مي‌گردد، از آن جا كه روشن است شمع وجود كس ديگري را هم روشن مي‌كند. لذا فرمود: «من زار زائرنا كمن زارنا» (كسي كه زائر ما را زيارت كند مثل آن است كه خود ما را زيارت كرده است). چون زائر ما چيزي گرفته كه شمع خاموش وجودش روشن شده است. اين آهن‌ربا كه تا ديروز آهن بود هزاران آهن ديگر در كنارش بودند و هيچ اثري نمي‌توانست بر آنها داشته باشد تحت القاء و مغناطيس وجود امام(ع) آهن‌ربا شده است. حالا وقتي به ديار خودش بر مي‌گردد او نيز مي‌تواند يك عده‌اي را آهن‌ربا كند.

پس در زيارت يك القاء صورت مي‌گيرد. در زيارت روح عوض مي‌شود. تنها ثواب بردن مطرح نيست. زيارت در يك يا دو بعد بر ما اثر نمي‌گذارد. چون جامع است ما را غرق مي‌كند، پس در همه ابعاد است.

امام زمان(عج) دائم به زيارت امام حسين(ع) مي‌روند، در مواقع مختلف (شب قدر، شب جمعه‌ها، دوشنبه‌ها) زيرا چيزي آنجاست، خبري آنجاست. ائمه اطهار(ع) وقتي مدينه بودند، هر وقت مريض مي‌شدند، و يا كاري داشتند به زيارت پيامبر(ص) مي‌رفتند. زيارت تنها درد دل و درمان دردها نيست. در زيارت، تغيير، تحول و نو شدن وجود دارد. شخصي خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: «يابن رسول الله! اين همه كه در باب زيارت گفته شده بسيار علاقه داريم، اما ما ناراحت هستيم» حضرت فرمود: «چرا ناراحتي؟» در جواب مي‌گويد: «بعضي اوقات مي‌بينيم پدر شما، اجداد شما ابي عبدالله، اميرالمؤمنين(ع)... شهيد شده‌اند، فوت كرده‌اند، ما در خدمت آنها نيستيم و از زيارت آنها استفاده نمي‌بريم، زماني فرزندان بچه‌هاي ما مي‌خواهند شما را ببينند اما شما نيز از دنيا رفته‌ايد آنها چه بكنند؟! آنها كه توفيق زيارت شما را ندارند، چه بكنند؟» حضرت مي‌فرمايد: «من زارنا في مماتنا كمن زارنا في حياتنا»، (آنهايي كه در مرگمان به زيارت ما آمده‌اند (به زيارت قبور ما بيايند) مانند كساني هستند كه در حيات ما به زيارت ما آمده‌اند) چرا كه ولايت امام(ع) و روح ايشان نمرده است. جسمش مرده است. ما نگاه ولايتي امام(ع) را مي‌خواهيم.

ما در زيارت خودمان را تحت تابش مغناطيسي ولايت امام(ع) قرار مي‌دهيم.

بعد از حضرت دوباره سؤال مي‌كند: «بعضي وقتها راه دور است.» حضرت مي‌فرمايند: «بعد و قرب ندارد، همه جا زيارت هست». (البته چون ما موجودات مادي هستيم قرب بيشتر بر ما اثر مي‌گذارد).

 

  زيارت يك ملاقات دو طرفه

نكته ديگري كه بايد گفت اين است كه زيارت يك ملاقات دو طرفه است. اگر شما نامه‌اي را براي دوستان بنويسي و با پست به دستش برساني، مي‌گويند: نامه داده‌اي. نامه ارسال كردن يك طرفه است. اما زيارت يك ملاقات دو طرفه است. يعني وقتي شما به زيارت ابي‌عبدالله(ع) مي‌روي تنها تو نيستي كه ايشان را زيارت مي‌كني، او هم شما را مي‌بيند. وقتي به زيارت امام رضا(ع) مي‌روي، فقط شما نيستي كه به آنجا مي‌روي و مي‌بيني، ايشان نيز شما را مي‌بينند. «اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي» سلامم را جواب مي‌دهي، حرفهايم را مي‌شنوي (اصلاً داري مرا مي‌بيني). چه لذتي بيشتر از اينكه آدم در زمانهايي حس كند كه ائمه(ع) دارند نگاهش مي‌كنند؟! دست و چشم حمايتي آن ولي الله اعظم هوايش را دارد. همه چيز از همين يك نگاه حاصل مي‌شود.

 

تهيه و تدوين: احمد يوسفي صراف

زيارت در روايات

 

زيارت در لغت عبارتست از تمايل و ميل كردن به سمت ذاتي مبارك و روحاني، خواه از نزديك باشد و خواه از دور، چه با گرايش قلبي و چه با قصد و نيتي ديگر و در اصطلاح ديني تمايلي است كه افزون بر ميل و حركت حسي، گرايش قلبي نيز نسبت به زيارت شونده يافته باشد.

بنابراين اكرام و تعليم قلبي بايد با انس روحي و فكري همراه باشد و اين معنا در مرتبه‌ي بالاتر توجه روحي، قلبي و اخلاقي و عملي نسبت به زيارت شونده است.

بدون ترديد زنده‌ترين و مؤثرترين راه براي شناخت و ايجاد ارتباطي فكري و قلبي، زيارت است. با حضور زائر در حرم، زيارت صدق مي‌كند اما حقيقت آن است كه اين پيوند روحي‌ست و مشتاقانه تحقق نمي‌يابد مگر اين كه آدمي به شناخت و معرفت نسبت به امام خويش رسيده باشد.

زيارت خاستگاه اعتقادي و فقهي دارد كه در تحكيم مباني اعتقادي نيز نقش بسزايي را ايفا مي‌كند. زائر اركان اعتقادي خود را در زيارت باز مي‌يابد.

از همين روست كه برخي از بزرگان، فقها و معصومين(ع) بر اهميت زيارت تأكيد ويژه‌اي داشته‌اند كه گزيده‌اي چند از سخنان و احاديث‌شان را بر مي‌شماريم.

سيد عبدالاعلي سبزواري(ره) در كتاب مهذب الاحكام بيان مي‌كند: «اگر فتوا بر وجوب زيارت مشكل باشد قطعاً مستحب موكد بودن آن از متون ديني و روايات فراواني كه از شيعه و سني و فرقيين نقل شده است به خوبي قابل مشاهده است. »

امام رضا(ع) نيز مي‌فرمايند: «هر امامي پيماني بر گردن شيعيان و دوستانش دارد يكي از شرايط وفاي به عهد و نيكو ادا كردن آن، زيارت مزار آنان است. پس هركس با رغبت به زيارت آنان برود و زيارتشان كند و آن چه را كه امامان بدان رغبت داشته‌اند تصديق كند، در روز قيامت امامان شفاعت كنند‌گانشان خواهند بود

امام باقر(ع) نيز در همين زمينه مي‌فرمايند: هركس مزار آل محمد(ص) را زيارت كند و با اين كار بخواهد نسبت به پيامبر اكرم(ص) صله رحم به جاي آورد گناهانش پاك مي‌شود مانند روزي كه از مادر زاده شده است.

به راستي دليل اين همه توصيه و تأكيد ائمه اطهار(ع) و علما بر زيارت چيست؟

مهم‌ترين دليلي كه ائمه، مسلمانان را تشويق به زيارت كرده‌اند آثار زيارت است كه در اين باب وصيت حضرت رسول اكرم(ص) به ابوذر خواندني است: «اي ابوذر به تو وصيتي مي‌كنم، اين وصيت را نگه‌دار شايد خدا تو را به دليل رعايت اين وصيت بهره‌مند گرداند؛ به زيارت قبور برو تا آخرت را به ياد تو آورد. » و يا در جايي ديگر مي‌فرمايند: وقتي به زيارت قبري مي‌روي سلام كن تا درس عبرت تو شود. افزون بر اين زيارت مايه‌ي مودت و دوستي است كه نسبت به مؤمنان اجري عظيم و ثوابي كثير دارد. از ديگر آثار زيارت مي‌توان ارزيابي و خودسازي را برشمرد. هدف غائي همه‌ي عبادات تزكيه‌ي نفس است و آماده كردن روح براي معرفت كردگار و اولياء‌اش كه البته با زيارت روح از گستره‌ي محبس تن بودن خويش رها و در عرصه‌ي ملكوت عروج مي‌گيرد.

اولياي الهي كه در دنيا مايه‌ي بركت و خير بودند و مردم با زيارت آنها و ملاقات حضوري در زمان حياتشان از دامنه‌ي بي‌كران فيوضاتشان بهره‌ها مي‌بردند، بعد از وفاتشان نيز نه تنها اين خيررساني قطع نمي‌شود بلكه به دليل اين كه به مرحله‌ي بالاتري از كمال مي‌رسند و قدرت و قوت مي‌يابند قلمروي اين فيوضات گسترده‌تر مي‌شود.

«لزوم رعايت آداب زيارت»

بي‌ترديد براي هر كار و شأني ادب و آييني‌ست كه با رعايت آن ارزش آن كار بيشتر و ميزان تأثير و ماندگاري آن افزون‌تر خواهد شد. از سوي ديگر زيبايي هر عملي در گرو حفظ ادب آن است. اين ملاك و قاعده هم در امور معنوي و فراطبيعي صدق مي‌كند و هم در امور مادي و طبيعي، البته ضرورت آن در امور معنوي بيشتر احساس مي‌شود، از اين رو براي حقايق ديني ضمن تفسير آن اسرار و حكمي ذكر مي‌كنند و آداب و آئيني بر مي‌شمارند.

بديهي است كه ادب هر شيء رعايت حدود و جوانب آن با همه‌ي دقايق و ظرايف آن است و اين خود بهترين نوع حرمت نهادن به آن حقيقت و عمل است ضمن اين كه تأدب و ادب‌ورزي از خصلت‌هاي نيكو، پسنديده، انساني و ديني است.

آنان كه با رعايت حدود و آداب به زيارت مي‌روند بهره‌اي بيشتر و لذت افزون‌تري مي‌برند ضمن اين كه لطايف و دقايقي در همين آداب نهفته است كه با التفات به آن ابواب ديگري از علوم و معارف براي انسان گشوده مي‌شود.

زيارت نوعي هجرت است و زائر در واقع مهاجر به سوي خدا و رسول اوست. كسي كه قصد زيارت و حركت به سوي امام داشته، قلب و عمل و عقل خود را متوجه حريم و ساحت احكام مي‌كند به يك نوع هجرت پرداخته و خود را براي يك محيط و دامنه‌ي ديگر آماده مي‌كند. از اين رو بايد كاملاً از محيط و اطراف خود جدا و كنده شده و با قصد و آهنگ هجرت سفر را آغاز كند، كه اين خود از آداب زيارت است كه به صورت مكرر در زيارتنامه‌ها آمده است. در زيارت رسول گرامي اسلام(ص) عرض مي‌كنيم: «اي رسول خدا! به عنوان مهاجر به سوي شما آمده‌ام و من با اين عمل آنچه خداوند در حق شما از قصد كردن به سوي شما بر من واجب كرده است اجرا مي‌كنم

ماهيت سفرهاي زيارتي با سفرهاي ديگر متفاوت است و اساساً بزرگان ديني ما كتاب «آداب سفر» را در كنار كتاب «آداب زيارت» تنظيم كرده‌اند تا به اين امر التفات دهند كه خصايص و ويژگي‌هاي سفرهاي زيارتي با جريان زيارت سازگار است و اگر زائر بخواهد در زيارت خود موفق باشد، بايد سفر زيارتي خود را تصحيح و نيت خود را اصلاح كند، لذا زائر بايد اجمالاً با آداب سفر زيارتي خويش آشنا باشد. سفرهاي زيارتي گرچه با سفرهاي ديگر از نظر شكل و صورت ظاهري يكسان است ولي از نظر سيرت و معنا متفاوت است؛ در سفرهاي تفريحي انسان براي انبساط خاطر و آسايش روان و شادابي تن سفر مي‌كند و طبعاً در مقام عمل اين نشاط و شادابي خود را مي‌نماياند و انسان با وجد و طرب مجدداً كار را آغاز مي‌كند، ليكن در سفرهاي زيارتي همين شادي و فرح و انبساط خاطر جان براي روح است.

اين‌گونه از سفرها زمينه‌ي تقويت اركان ايمان و پايه‌هاي اعتقادات و از بين برنده‌ي ملامت‌هاي جان و آرامش نفس و روان است. همان‌گونه كه در سفرهاي تفريحي انسان بايد خود را از تعلقات و وابستگي‌ها جدا سازد تا با پيوند با طبيعت و محيط اطراف لذتي برده و سفر براي او خوش و گوارا باشد در سفرهاي زيارتي نيز بايد خود را از تعلقات و نفسانيات جدا ساخته و از گرايش‌ها و تمايلات دنيايي دور بدارد تا لذت معنوي سفر را درك كند وقتي ره آورد سفر زيارتي حلاوت جان و ذكاوت نفس است و رهايي از سختي‌هاست قطعاً اين سفر لذت‌آفرين و جانفزاست.

آداب زيارت همه بيانگر اين است كه سفر زيارتي از آن جهت كه مقدمه‌اي براي وصول به جايگاه منيع و مقام رفيع قرب الهي است بايد با تمهيدات و آمادگي خاصي همراه باشد به گونه‌اي كه اگر اين ارادت و ساز و برگ‌ها فراهم نباشد چه بسا بهره‌ي كافي و لازم از سفر برده نشده جز سختي سفر و باختن مال چيزي در پي نداشته باشد.

زائر بايد با تمايل قلبي و ذهني كه پيدا كرده با انجام آداب و سنن زيارت آهسته خود را به حريم امامت نزديك كند تا استعداد آن را بيايد كه باب حصين ولايت را بشناسد و با آن مرتبط باشد و سپس با ورود به قطعه‌ي امن ولايت پناه بگيرد و در پرتوي آن از خطرات و لغزش‌ها مصون بماند و اين سر، خود نكته‌اي است كه در زيارتنامه‌ها نيز به آن اشاره شده است.

«زائر لكم عائذ بكم لائذ لقبوركم» به زيارت شما شتافته و به قبور و مرقدهاي مطهر شما پناه آورده‌ام.

زائراني كه با آداب زيارت آشنا نيستند امكان ارتباط نزديك و بهره‌برداري كامل را ندارند و كمتر استفاده مي‌كنند. آنان كه در صحن‌ها و رواق‌ها و اطراف ضريح مطهر و قبور منور حضور دارند، ليكن باب ورودي به وادي رحمت را نمي‌كوبند مانند گرسنگان و تشنگاني هستند كه خود را از راه دور به باغي سرسبز و پرميوه مي‌رسانند ولي در اطراف باغ دور مي‌زنند و در آن را نمي‌زنند كه بكوبند و دستي دراز نمي‌كنند كه دستگيري شود. رعايت ادب حضور و توجه به آيين زيارت براي شكسته دلان و قاصدان حقيقي اين امكان را فراهم مي‌كند تا حضور را به صورت جدي درك كنند و مدارا بشنوند و پيام هدايت را به جان بسپارند، آنگاه حركت معنوي خود را آغاز كنند و يا به انجام نهايي برسانند.

_________________________

 

 

 نوشته شده توسط بچه های هیئت در تاریخ چهارشنبه 21 اسفند1387 با موضوع از قفس ویران تا شمس آسمان