ما شيعيان بايد اعتراف كنيم كه بيش از ديگران درباره كسى كه افتخار نام پيروى او را داريم ظلم و لا اقل كوتاهى كردهايم.اساسا كوتاهيهاى ما ظلم است.ما نخواسته و يا نتوانستهايم على را بشناسيم. بيشتر مساعى ما در باره تنصيصات رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام و سب و شتم كسانى كه اين نصوص را ناديده گرفتهاند بوده است،نه درباره شخصيت عينى مولا على.غافل از اين كه اين مشكى كه عطار الهى بحق معرف اوستخود بوى دلاويزى دارد و بيش از هر چيز لازم است مشامها را با اين بوى خوش آشنا كرد،يعنى بايد آشنا بود و آشنا كرد.معرفى عطار الهى به اين منظور بوده كه مردم با بوى خوش آن آشنا شوند،نه اينكه به گفته عطار قناعت ورزند و تمام وقتخويش را صرف بحث در معرفى وى كنند نه آشنايى با او.
آيا اگر نهج البلاغه از ديگران مىبود با او همين گونه رفتار مىشد؟كشور ايران كانون شيعيان على عليه السلام است و مردم ايران فارسى زباناند.شما نگاهى به شرحها و ترجمههاى فارسى نهج البلاغه بيفكنيد و آنگاه درباره كارنامه خودمان قضاوت كنيد.
|